پارساپارسا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

پارسا کوچولوی مامان و بابا

پارسا با عشقش کوکی c

اول المو عشق آقا پارسا بود ولی بعد از مدتی که توسط یاسی با کوکی اشنا شد تصمیمش عوض شد و عشق زندگیش شد کوکیییییییییییییییییییییییییییییییییی. البته متاسفانه عروسکش پیدا نمیشه خواهش میکنم هرکس وبلاگ پارسا رو میخونه در صورتیکه این عروسک رو دیده به من یه نشونی یا تلفن بده .ممنون ...
1 آبان 1391

سال 1391

پارسا کوچولو تو سال ٩١ دومین عیدی بود که مهمون خونه مابود(البته صابخونه هستن ایشون) عید ٩١ ما تصمیم گرفتیم اقا پارسا رو با عمه عموهاش ببریم سفر خیلی دوررررررررررررررر دومین عید پارسا در بندر عباس و قشم گذشت که ماجراهای خاص خودش رو داشت. بهترین اتفاقی که تو بندر عباس برای پارسا افتاد پیدا کردن دوستش المو بوددددددددددددددد   بدترین اتفاق هم این بود که یه ویروس نامرد به شما حمله کرد و حدود ١٠ روز مریض بودی دومین سفره هفت سین زندگیت در سفر بندرعباس  پارسا توی دریا بسوی قشمممممممممممممممممممم ...
1 آبان 1391

قرار نی نی سایتی با دوستای جدید

این قرار خیلی باحال بود بخصوص اینکه دو تا مامان جدید و نی نی جدید به ما اضافه شد ، ولی بچه ها ترکوندن بخصوص  پارسا که دائم میخواست فرار کنه و بره  ،بعد هم آنیسا و در آخر اهورا.   چهره جذاب هفته  آرمیتا و آراد شناخته شدن که خیلی با شخصیت عمل کردن و اصلا ماماناشون رو اذیت نکردن. مهربد دانا  فرار کرد و به پدر گرانقدرش سپرده شد که بهترین بابا ی کلوپ بابای مهربد شناخته شد . شانلی و اورمز هم که کلا نبودن.     ...
1 آبان 1391

خداحافظ ممه

من پارسا ٢٠ ماهه  ٤ ماه مونده که ٢ ساله بشم ولی مامانم حق منونمیدن (شیر)و شکایت دارم  دیگه ممه نمیخورم ، ترک کردم ، البته مامانم بهم نمیده ، منم کلی لج میکنم و بهانه میگیرم و مهمترین چیزی که میگیرم باج ههههههههههههههههههههههههه حیف که سواد ندارم وگرنه خودم مینوشتم مامانم هم همه اش وقت نداره   ...
1 آبان 1391

پارسای باسواد

چندوقتیه که دارم باسواد میشم .مامانم چند بار کتاب شنگول و منگول رو برام خوند نتیجه اش این شد که مثل بابایی کتابم رو میام و خودم کتابمو میخونم ولی فقط مامان و بابا میفهمن که من چی میگم.   لغت جدید باب .............یعنی...............باب اسفنجی
22 مرداد 1391